قهرمان ميرزا عين السلطنه
1252
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كشتيهاى خود را به سركردگى آدميرال ادوى « 1 » بهسمت جزاير فيليپين كه از مستعمرات بسيار خوب اسپانيا است روانه كرده از قرار خبر اخير بندر مانيلا را به باد گلوله بسته و شهر را مسخر نموده دستهء كشتيهاى اسپانيا را شكست داده چهار فروند از كشتى اسپانيا غرق [ شده ] و مابقى فرار كرده عجالة فيليپين نزديك است به تصرف دولت اتازونى بيايد . در مادريد پاىتخت اسپانيا اهالى شورش سختى كرده [ اند ] كه چرا بايد كشتى اسپانيل شكست بخورد و بندر مانيلا و جزاير فيليپين بهتصرف اتازونى بيايد و حال آن كه در اين مدت ملت از دادن پول براى تهيهء جهازات و قلعهجات جنگى كوتاهى نكرده . چرا بايد بنادر مستعمرات اسپانيا مستحكم نباشد و اقلا ديرزمانى جلوگيرى از خصم نكند . بهرجهت در كوبا و بندر هاوانا « جنگ سلطانى » نشده ليكن كشتى ديگر اتازونيها را اسپانيوليها در هاوانا غرق كردهاند . دستهجات كشتى اسپانيا از بنادر اسپانيول تماما حركت كرده در محيط آتلانتيك پراكنده شده اتازونيها از خيالات آنها بىخبر [ ند ] و نمىدانند از كجا سر بيرون خواهند آورد كه جلوگيرى كنند . لهذا كشتيهاى تندرو زيادى به هر سمت روانه كرده [ اند ] كه سراغى از جهازات اسپانيا بياورند . اين جنگ دريائى هر وقت واقع شود به يك اندازه خيالات طرفين را آسوده خواهد كرد . چه تمام قوهء بحرى طرفين استعمال خواهد شد . هريك فتح و ظفر نمودند اختتام جنگ خواهد بود . بيچاره اسپانيا با آنهمه خسارت كه كشيده اينك دچار اين بىاعتدالى و زور صرف اتازونى گرديده . هيچيك از دول معتبر هم اقدامى نكرده و كمكى از اسپانيا ننمودهاند . معلوم است شكست خواهد خورد . از هر حيث از آمريكا پستتر است . خوب بود دولت آمريكا با انگليس يا فرانسه يا آلمان مىجنگيد تا زود حالى او مىكردند . هشتاد كشتى او در مقابل ششصد كشتى زرهپوش انگليس و چهارصد كشتى فرانسه مضمحل است . روضه جمعه هفتم محرم - صبح را مسجد شيخ عبد الحسين رفتم . دستهء مفصلى آمد . خيلى مجلس خوبى است . عمومى داخل هم و خيلى منظم . اغلب بلكه تمام محترمين هم مىآيند . هركس هرجا ميل دارد مىنشيند ، به اختيار خودند . دستهء خود تركها و زنجيرزنهاى آنها نوحهسرائى كه مىكنند خيلى رقت دارد . دستهء امسال زياد است اما حكم شده از محلهء خود بهجاى ديگر نروند مگر با پليس و فراش . سه ساعت به غروب مانده با حضرت و الا درب خانه به روضهء مخصوص رفتيم . شاه در قصر ابيض مشغول
--> ( 1 ) - Dewey . .